ماهی آزاد

سرگذشت اين ماهيهای آزاد رو ديدی؟‌ آدم حظ ميکنه.
تا بالغ ميشه فيلش ياد هندستون ميکنه. داره تو اقيانوس زندگی ميکنه ها. وسيع، دل باز، زيبا و راحت. اما دلش همون محل زادگاهش رو ميخواد. همون جا، صدها کيلومتر بالای رودخونه. مامان باباش هم يه روزی همون کار رو کرده بودند. رفته بودن اونجا بدنيا آورده بودنش. و حالا اون توی اقيانوسه.
ميزنه به سرش که برگرده همونجا. مياد که بره ميبينه اي وای!‌ اين آب لعنتی مگه ميذاره. داره اون طرفی مياد. خوب!؟ مياد که مياد. ما ميريم اون وری. هر کی مياد بسم الله. يهو ميبينی چند صد هزار تاشون راه ميفتن با هم. بر خلاف آب! ميدونی خلاف آب شنا کردن يعنی چی؟ ميدونی رودخونه های اقيانوس اطلس چقدر سيلابيند؟‌ ميدونی از آبشار بالا پريدن يعنی چی؟‌ اونم به اندازه ۷-۸ متر؟
يه جايی ميرسه ميبينی ۱۰ تا خرس وايسادن وسط رودخونه، همونجايی که ماهيها ميخوان بپرن. هر ماهی ای که میپره رو فرتی رو هوا ميزنن. يه جای ديگه ميرسه ۵۰ تا انواع پرنده خوش خوراک وايسادن منتظرشون. يکی پس از ديگری. چند صد هزار ميشه صد هزار. ميشه ۵۰ هزار. بعد کم کم ميشه ۱۰ هزار و .... . از هر ۱۰۰ تا تقريبا ۲ ، ۳ تا ميان بالا.
ميرسن به محل زادگاهشون. اون بالا بالاها. خسته و کوفته از اين راه پر خطر و سخت.
حالا ميخوان چی کار کنن‌؟‌ توليد مثل. ماهی ماده مياد يه جا رو ميکنه يه گودال درست ميکنه. ماهی نر مياد کنارش می ايسته. ماهی ماده تخمک ها رو که خيلی زيادن ميريزه تو گودال. هم زمان ماهی نر اسپرم خود رو ميريزه توی گودال. نه تماسی، نه لذتی.
۲ روز بعد. زادگاه ماهی های آزاد تبدیل به گورستان ماهی های آزادی میشه که اومدن اونجا.
ماهی آزاد که تولید مثل میکنه چند روز بعد میمیره.
انگار از همون روزی که سفر رو آغاز میکنه میدونه که سفر سفر مرگه. یکی بگه چرا؟ این همه سختی و زحمت برای چی؟

01.gif ميخواستم اين ته يه چيزی هم بنويسم دلم نيومد. هر کی خود تهش رو پر کنه ديگه ....






/ 2 نظر / 8 بازدید
:)

حتما اونها با خداشون قهر نميکنن